عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

103

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

يزدجرد بن شهريار يزدجرد آخرين ملوك عجم بود ، و پانزده ساله [ 1 ] بود ، بپادشاهى نشست ، و بيست و دو روز از خلافت ابو بكر صديق رضى اللّه عنه گذشته بود ، كه او بپادشاهى نشست . و چون عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه بخلافت بنشست ، سپاه اسلام را بجانب عراق بفرستاد ، و خالد بن الوليد را امير آن سپاه كرد . و چون خبر آمدن سپاه عرب به يزدجرد بن شهريار رسيد ، سپاه خويش را پذيرهء ايشان [ 2 ] فرستاد . و رستم ابن فرخ ( زاد ) را برين سپاه سالار كرد [ 3 ] . و چون بدشت قادسيه [ 4 ] به يكديگر رسيدند ، بحرب [ 5 ] پيوستند ، و چندين وقت همى حرب كردند . به همه وقتها [ 6 ] ظفر مر مسلمانان را بود ، و يزدجرد بتن خويش بيامد و بر آويختند [ 42 ] هم ظفر مر سپاه اسلام را بود ، و لشكر عجم هزيمت شد ، و يزدجرد بگريخت ، و بر جانب مرو بشد . و چون ماهوى مرزبان مرو خبر يافت ، كسان بفرستاد بطلب وى . و ماهوى را برو خشم [ 7 ] بود . و كسان ماهوى ، او را نيافتند ، و يزدجرد اندر

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : سال ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو : بديره ايشان ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : رستم ابن فرخ . كريستن سين . رستم و برادرش فرخ زاد منصب دريگ‌بذ ( وزارت دربار ) داشت و نائب السلطنه حقيقى ايران بود ، و در سنه 636 م در قادسيه با لشكر عرب روبرو شد ( ساسانيان 525 ) فردوسى رستم پور هرمزد ، و برادرش فرخ زاد هرمزد نوشته ( شاهنامهء فردوسى 5 ر 307 ) طبقات ناصرى : رستم فرخ هرمز . بلغمى 1 ر 1205 : رستم پسر فرخ هرمزد . [ ( 4 - ) ] قادسيه : از شهرهاى عراق عرب بر كرانهء باديهء سوى مغرب كه تا كوفه يك مرحله مسافت دارد ( اصطخرى 84 ) . [ ( 5 - ) ] هر دو : و بحرب . [ ( 6 - ) ] اصل : وقها ؟ [ ( 7 - ) ] هر دو : چشم ؟